هنوز چند روز از ماجرای کراپ و انتشار عکس هديه احمدی بدون ذکر نام عکاس در سایت سینمای ما نگذشته بود که این سایت در اقدامی جالب متن "10 سال بعد از آژانس شیشهای چه کسی دل شیشهای ما را میکشند؟" نوشتهی حمیدرضا علاقهبند را که در وبلاگ گردباد در تاریخ یکشنبه ۲۷ آبان ۱۳۸۶ انتشار پیدا کرد را به عنوان نامه یکی از کاربران سایت سینمای ما با نام مهدی خانعلیزاده خطاب به ابراهیم حاتمیکیا در سایت سینمای ما منتشر کرده است. درست است تولستوی گفته: دزدی هنر است. ولی اسم مهدی خانعلیزاده این وسط چکار میکند؟
شنیده بودیم که سایت سینمای ما در کارکردنِ اخبار و نوشتههای ديگران بدون ذکر منبع هم سابقه دارند، اما نمیدانستیم که بايد نوشته دزدی (تعارف که نداريم!) و جا زدن آن به نام کسی دیگر را هم باید به پروندهشان اضافه کنیم.

این پست گردباد با ۱۷۳ عدد کامنت یکی از آن متنهایی است که به صورت گسترده نه فقط به آن لینک دادند بلکه کل آن نوشته در سایتهای مختلف خبری با ذکر منبع انتشار پیدا کرد. برای نمونه از روز آنلاین، روزنامه خراسان گرفته تا Iranain Uk و گفتگوی دانشجویان، آریا تیمز، صبحانه، بالاترین و... . این نوشته آنقدر معروف شد که سینماییها از جمله: "لباس حاج کاظم و فاطمه بر تن گلزار و مهناز افشار گشاد است." با عنوان برترین دیالوگ هفته یاد کردند. و روز آنلاین تیتر زد: برادر ابراهیم داری در راین غرق میشوی!
مدیران سایت "سینمای ما" این اقدام بر خلاف مشی حرفهای و اصولی است که داعیهاش را دارید. خوب است ما هم یکی از پستهای وبلاگی سینمای ما را با عنوان یک شخص دیگر منتشر کنیم؟ یک سوزن به خودمان و یک جوالدوز به مردم یعنی همین. هنوز مرکب نوشتهی تدی خشک نشده بود که برایمان گفته بود: کاش يکنفر پيدا شود به اين روزنامهنگاران بگويد رعايت کردن اصول ابتدايی ِ کاری که در آن ادعا هم داريم، مطمئنن اعتبارمان را بيشتر میکند. اما انگار سينمای مايیها اين يکی را هم نمیدانند.
راستی آن نوشته "10 سال بعد از آژانس شیشهای چه کسی دل شیشهای ما را میکشند؟" یا "لباس حاج کاظم و فاطمه بر تن گلزار و مهناز افشار گشاد است" نوشته حمیدرضا علاقهبند توسط یکی از دوستان برای آقای حاتمیکیا همان روز نگارش پرینت گرفته شده است.
مرتبط:
:: این متن نامهای است که برای سایت سینمای ما فرستادم:
با سلام خدمت مدیر سایت سینمای ما
